فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
250
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
زيباترين باغهاى ايران واقع شده كه مثل باغهاى شيراز بسرعت رو به ويرانى مىرود . به جهاتى ، شخص شهر كرمان را به عنوان شهرى كه صنعت قالىبافى در آن رواج دارد مورد ملاحظه قرار مىدهد . درحالىكه اين شهرت موجب تحير است چون كارگاه بافندگى تقريبا در همه شهرهاى ايران يافت مىشود ، لكن مردم كرمان به اين صنعت توجه بيشترى نشان مىدهند . در اين شهر پسران خردسال ، از شش تا دوازده سال ، بهترين بافندگان قالى به شمار مىروند ، چون انگشتان آنها ظريف و چابك است . مشاهدهء سرعت و مهارت اين كودكان خردسال كه براى طرح انداختن ، گوش به دستورهاى استاد دارند و او با ترنّم و تقرير شاگردان را راهنمايى مىكند و آنان پيروى مىكنند و مىبافند چنان اثرى دارد كه شخص تصور مىكند آنچه مىبيند و مىشنود در عالم رؤيا مىبيند و مىشنود . كارگاههاى قاليبافى در كرمان و سلطانآباد ، كه زنها به كار قاليبافى اشتغال دارند ، با توجه به اصول بهداشتى تغيير پيدا كرده . چون در طى دو سال اخير دربارهء قالى و قاليبافى بحثهاى زيادى شده و مطالب فراوانى به رشتهء تحرير در آمده تنها اشارهاى به آن كافى به نظر مىرسد . ولى يك نكته موجب شگفتى فرنگيها مىشود و آن اين است كه اگر روزى در ايران قانون محال تعليمات اجبارى به مورد اجرا گذاشته شود ، براى بافتن قالى چه مبالغى بايد پرداخته شود . چه ، در چنين صورتى بايد از وجود بزرگسالان براى اين كار استفاده شود و كجا مىتوان كارگرانى يافت كه انگشتان آنها براى گره زدن نخ اين قدر فرز و چابك باشد . در شهر كرمان پسران خردسال با چنان مهارت و سهولتى اين كار را انجام مىدهند كه گويى اساسا براى چنين كارى آفريده شدهاند .